|
بنام فرشته مهربانیها بگذار اعتراف كنم كه تنها در پناه چشمان توست كه هر لحظه به زندگي اميدوار مي شوم... پس تو را به لطافت لاله ها و مظلوميت شقايق ها سوگند مي دهم كه مرهم نگاهت را از دل زخمي من دريغ مدار... دلم مي خواست اشك بودم و ازگوشه چشمانت مستقيما پايين مي آمدم وبه مژگانت مي نشستم و سپس روي گونه هايت جاري مي شدم و به روي لبهايت مي مردم. چشم وقتي زيباست كه اشك بريزد ... اشك وقتي زيباست كه براي عشق باشد... عشق وقتي زيباست كه براي تو باشد ... و تو وقتي زيبايي كه براي من باشي... بي تو گلي هستم بي گلبرگ… شمعي بي شعله... كويري سوزناک... خنده اي بي صدا... زنده اي بي روح... روحي بي احساس... و سرانجام نقطه اي هستم بي نشان در درياي پر تلاطم زندگي... با همه اين وجود براي هميشه مي گويم دوستت دارم قلب مرا باوركن + نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 17:9 توسط محمد حسين |
|
| ||||||